تبليغاتX
گلچین

چرا عاشورا!؟

 

چرا عاشورا!؟

 

سال 60 هجری است، حرکت باید کرد، به سوی میعادگاه، همه با تدارک، سر به راه، که رسند و طوافی و قربانی. حرکت انجام شد، حسین راضی نیست، چه رسیدن به کعبه همیشه رسیدن به خدا نیست؛ آنها که رفتند و رسیدند به کعبه و نه به خدا. حسین اندیشید حاکمیت ظالم باطل مانع از رسیدن به خداست، پس مسیر تغییر داد، رو به کربلا، حق او را ندا داد، او خلق را ندای حق داد. کو گوش شنوا؟ آنها که وعده دادند خلف وعده کردند. هر گام جلوتر، هر لحظه به منظور نزدیکتر، دوستان غریب تر،جمیع اقوام همه بی قول تر، به صحرای کربلا فقط چند محبوب پیرامون حسین.

باز گفت : هر که این نمی خواهد برود! ما عده ای اندک، دشمن لشگری بسیار، این همه اطراف ماندند، چه همه از مقربین درگاه الهی بودند و جدا نشدنی از حسین(ع). حسین گفت : خوب می مانیم و می میریم، چون خط بنمایانیم. خوب ماندند و مردند! که نه شهید شدند و "نه" مردند چون شهید قلب تاریخ است.

حسین در آخر شمشیر بر دست بلند کرد و فریاد زد : ایهاالناس، هل من ناصر ینصرنی؟ کیست که مرا یاری کند؟ او چه گفت؟ احمقانه معنی کنیم : آیا او بی هوش شده بود؟ مگر یاران چند بودند که نبیند همه مردند. نه با این معنی ما دیوانه ایم! او پیام به الناس داد، به طول تاریخ، به تمام مردم تا قیامت؛ که ای مردم من برای زدودن ظلم به جنگ یزید آمدم و زدودم حیثیت ظالم زمان یزید بن معاویه را؛ پس ادامه دهید راه مرا به طول تاریخ، ستیز بر ظلم و از بین بردن یزیدان زمان را.

چون گفتند بزرگان دین کل یوم عاشورا کل ارض کربلا پس یزید زدایی تعطیلی ندارد؛ بیاییم در هر سال ماه محرم و در هر محل به حسینیه رفته و یزید محل بنمایانیم و همینطور در اداره به حسینیه اداره رفته و یزید بنمایانیم و در مجالس به حسینیه رفته و یزید بنمایانیم و همچنان به سفارش اباعبدالله حسین همواره یزید بنمایانیم و یزید بزداییم تا فضای الهی را از این کثافات پاک و منزه گردانیم تا محیط برای ظهور آن امام پاک مطهر و معصوم مناسب و در شأن ایشان قرار گیرد.

والسلام

 

برگرفته ازبرخی دستنوشته های آقای حمید رضا عزیزاللهی

 

|+| نوشته شده در  جمعه 1385/10/29 ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط محسن عزیزاللهی  |